الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

92

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

بهر نقل كتاب اللّه اختيار كرده و مسلمين نيز ، بر ضبط و معرفت و ديانت ايشان اعتماد داده‌اند ، سوء ظن داشته باشد » . « محقّق تفتازانى » هم گفته : « جرم عظيمى است كه « زمخشرى » ، طعنه بر « قرّاى سبعه » و راويان ايشان زده و گمان برده « قرّاى سبعه » از جانب خود بدين نمط قرائت نموده‌اند . ليكن « زمخشرى » را كه قرائت « قرّاى سبعه » را مطعون داشته ، گاه به « قرّاى سبعه » و گاه به راويان ايشان نسبت خطا داده ، عادت چنين بوده است » . « ابن منير » هم گفته است : پناه بر به خدا ! كه كلام الهى را بر آن محمول دارى كه محلّ طعن گردد . چه قرائت به اجتهاد و اختيار ، محال و قرائت « ابن عامر » و غيره ، قرائتى است كه به وسيله حضرت جبرييل ، از بهر حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله نازل شده و حضرت آن را در نزد حضرت جبرييل خوانده و از آن حضرت ، از راه تواتر به ما رسيده است . پس وجوه سبعه ، با جمال و تفصيل متواتر و مبالاتى به قول « زمخشرى » و امثال او نبايد كرد . اگر عذر اين نبود كه منكر ، از اهل علم قرائت و اصول نيست ، بيم آن بود كه از زمرهء اسلام خارج گردد و حال آن‌كه منكر ، در خطر و ذلّت است و مظنون آن باشد كه در قرائت قراى سبعه ، لفظى كه متواتر نباشد ، به غلط رفته ، ليكن غلط وى از غلط كسى كه منكر تواتر قرائت « ابن عامر » باشد ؛ كمتر است . زيرا منكر ، قرائت را به رأى رجوع كرده و هيچ يك از علماى اسلام به اين معنى قايل نمىباشند . همچنين بعد از آن ، « ابن منير » ، از كلام عرب كه شاهد صحت قرائت « ابن عامر » باشد ، تقرير نموده و در نهايت گفته : مقصود از ايراد شواهد عربى ، نه تصحيح كلام مجيد است ، بلكه غرض تصحيح كلام عرب به كلام الهى است . 154 - مغتنم شمردن فرصت‌ها للّه ظبي زارني في الدجا * مستوفرا ممتطيا للخطر فلم يقف الا به مقدار أن * قلت له أهلا و سهلا و مر ( ابن مكانس ) * * * خداى را ، كه غزال من در تاريكىها به نزد من آمد و هراسان براى ديدن من خطر كرد ، نايستاد مگر به آن اندازه‌اى كه به او گفتم : خوش آمدى و از من گذشت .